رفتن به بالا

پایگاه خبری، تحلیلی جهش

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۷ صفر ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 17 November
نقدی بر فیلم برادرم خسرو:

دیوانه قابل‌باور

هومن حسینی– «برادرم خسرو» برخلاف بسیاری از آثار امروز سینمای ایران، اثری قصه محور است و قادر است تا وضعیت کلی داستان را برای مخاطب خود روشن کند و به روایت یک داستان واحد در چارچوبی که مشخص می‌کند بپردازد. اولین فیلم احسان بیگلری به‌جای پرداخت به مسائل حاشیه‌ای و شخصیت‌های زائد، داستان اصلی را […]

هومن حسینی– «برادرم خسرو» برخلاف بسیاری از آثار امروز سینمای ایران، اثری قصه محور است و قادر است تا وضعیت کلی داستان را برای مخاطب خود روشن کند و به روایت یک داستان واحد در چارچوبی که مشخص می‌کند بپردازد. اولین فیلم احسان بیگلری به‌جای پرداخت به مسائل حاشیه‌ای و شخصیت‌های زائد، داستان اصلی را بسط و گسترش می‌دهد و از اضافه گویی پرهیزکرده که این موضوع یک ویژگی مثبت در سینمای ایران محسوب می‌شود؛ اما این روایت بدون اشکال هم نیست.

در برادرم خسرو با ورود خسرو (شهاب حسینی) پریشان‌حال و بچه صفت و ساده، کم‌کم فضای خشک و رسمی ناصرخان (ناصرهاشمی) به هم می‌ریزد.

نشانه‌ها از همان ابتدای فیلم کنار هم چیده می‌شوند: خسرو صبح زود صدای موسیقی را بالا می‌برد، همه خانواده را از خواب بیدار می‌کند و با آن‌ها می‌رقصد. در مهمانی خشک پزشکان، وصل ناجور جمع است و با آواز خواندن فضای رسمی آنجا را می‌شکند و حتی کار را تا جایی پیش می‌برد که با تعریف یک خاطره مسخره از دوران کودکی ناصر، موجب خجالت و عصبانیت برادر دکترش می‌شود؛ عصبانیت بیش‌ازحد ناصر در فیلم بر سر یک خاطره کوچک تا حد زیادی برای مخاطب قابل‌درک نیست، همسر ناصر، میترا (هنگامه قاضیانی) را شیر می‌کند که با ماشینش به شلوغی برود و آنجا رانندگی کند که در ادامه این ناصر است که دوباره عصبانی می‌شود و از رفتار برادرش به تنگ می‌آید. خسرو باید کم‌کم عنان کار را در دست بگیرد و روحیه بقیه را عوض کند؛ اما فیلم با چرخشی نرم این الگو را کنار می‌گذارد و وارد فاز دیگری می‌شود که طی آن نه‌تنها ناصر تغییر نمی‌کند، بلکه در ادامه داستان تلاش می‌کند به شکلی از دست خسرو خلاص شود که درنهایت به آن پایان غافلگیرکننده می‌رسیم. در طی این مسیر است که کم‌کم رابط این دو برادر و گذشته‌شان رو می‌شود و ما به‌عنوان مخاطب تلاش می‌کنیم تصمیم بگیریم کدامشان به حق‌تر هستند و درنهایت مانند میترا، دلسوزانه حق را به خسرو خواهیم داد.

فیلم تلاش می‌کند در طی روایت، چهره واقعی خسرو و ناصر را نشان بدهد و در این کشمکش، خسرو است که سرافراز بیرون می‌آید و ناصر به شکلی در قطب منفی ماجرا قرار می‌گیرد؛ اما کار جایی خراب می‌شود که فیلم می‌خواهد، قطب منفی قرار گرفتن ناصر را زیادی بزرگ جلوه بدهد: میترا پی می‌برد که ناصر به همکارانش گفته او تعادل روانی ندارد و بعد هم بچه‌دارش کرده تا بنشیند خانه و از محل کارش که همان دندانپزشکی ناصر است، دور بیفتد. آشکار شدن این حیله ناصر در نزدیکی به اواخر داستان، تبدیل به نکته مهمی می‌شود که عدم وجودش می‌توانست تعادل میان حضور دو برادر در داستان را حفظ کند. در این حالت که ما می‌فهمیم ناصر چه انسان مرموزی است، او وزنه‌ی سنگین‌تر ماجرا می‌شود درحالی‌که در ابتدا تعادلی بین او و خسرو برقرار بود. دانستن این اعمال خبیثانه از ناصر دردی از خط اصلی داستان دوا نمی‌کند. این‌که بفهمیم او علاوه بر برادرش به همسرش هم بدی کرده، جز این‌که کشمکش روابط بین دو برادر را مخدوش کند، چیزی در پی ندارد.

فیلم هرچند روان و جذاب پیش می‌رود و صحنه‌های خوبی ازجمله دعوای دو برادر سر میز شام را هم دارد، اما همین نکته باعث می‌شود از یکدستی خارج شود. انگار ناگهان ناصر شخصیت اصلی داستان می‌شود که قرار است دستش رو شود و خباثت‌هایش محور فیلم قرار بگیرد. با این حساب حتی می‌توانیم اسم فیلم را از «برادرم خسرو» به «برادرم ناصر» تغییر بدهیم!

اما اگر به شخصیت‌های این داستان بخواهیم بپردازیم می‌توان بازهم به بازی درخشان شهاب حسینی اشاره کرد اشاره کرد که در نقشی متفاوت ظاهر شد و نقش یک انسان شیدا را به زیبایی بازی کرد. انسانی که در مواقع درست به دیوانه‌بازی می پردازد و در مواقع حساس و عاطفی فیلم به‌درستی به حالت تعادل برمیگردد و هر چه در فیلم جلوتر می‌رویم شیدایی خسرو در فیلم بیشتر می‌شود که تدریجی اضافه شدن این دیوانگی به کامل در داستان و در این شخصیت نمایان می‌شود اگر بخواهیم به صحنه‌هایی درخشان از این فیلم اشاره‌کنیم می‌توان به دعوای دو برادر هنگامی‌که ناصر به خسرو اجازه خارج شدن از خانه را نمی دهد اشاره کرد و صحنه‌ایی که اوج شیدایی خسرو را نشان می‌دهد صحنه‌ایی است که به آژیر پراید همسایه واکنش نشان می‌دهد و شیشه‌های ماشین را می‌شکند. شهاب حسینی یک‌بار دیگر در این فیلم این ثابت کرد که قابلیت بازی در نقش‌های متفاوت را دارد.

اما شخصیت میترا (هنگامه قاضیانی) که بازهم با بازی تکراری در این فیلم ظاهر شد و کارگردان سعی بر این داشت که او را هم فردی با مشکل روانی نشان دهد اما با این تفاوت که با مشکل خود برخلاف خسرو کنار آمده است یا به قول خسرو خود را گول میزند که حال خوبی دارد که این مشکل اصلاً در بازی وی نمایان نیست و می‌توان او را در طول داستان تنها فردی باردار دانست که می‌خواهد برخلاف شوهرش ناصر با خسرو مدارا کند تا بیماری وی تشدید نشود اما آرامش همیشگی هنگامه قاضیانی در نقش‌های در این فیلم خوب استفاده‌شده است و نکته مثبت بازی او در این داستان است.

شخصیت ناصر در فیلم با بازی «ناصر هاشمی» شخصی که در پایان فیلم حتی می‌توان آن را به‌عنوان شخصیت اصلی داستان دانست. شخصی که بی‌مورد خیلی سریع عصبی می‌شود و این عصبی شدن بی‌موقع، غیرقابل‌باور است. این شخصیت از ابتدای داستان به فکر رهایی از دست برادر خود است. اگر این عاصی شدن از ‌بردار در طول داستان با صورت می‌گرفت، شخصیت مرتب و شیک ناصر را قابل‌باورتر می‌کرد.

و در آخر، شخصیت شایان، پسر خانواده است که به‌هیچ‌وجه به آن پرداخت‌نشده است و تنها نکته بارز وی توانایی او در زدن ساز است که اگر کارگردان این شخصیت را به عموی خود نزدیک‌تر می‌کرد، جذاب‌تر ‌شود. با توجه به این‌که در طول داستان چند باری از طرف وی گفته می‌شود که عموی خود را خیلی دوست دارد.

ارزش کار بیگلری در اولین فیلمش را می‌توان پیرامون دو نکته اساسی در متن آن توضیح داد. نکته اول به‌نوعی ساده‌ترین اصول نوشتن یک فیلم‌نامه را در برمی‌گیرد. چینش صحیح سه بخش اصلی متن یعنی شروع، میانه و پایان در فیلم‌نامه «برادرم خسرو» به‌درستی رعایت شده است و با توجه به جزییات کاربردی و موضوع مناسب، از استاندارد بودن صرف فراتر می‌رود. درنتیجه مخاطب با متنی روبه‌رو خواهد شد که کاملاً تکلیفش با مواد دراماتیک و شخصیت‌ها مشخص است. داستان دچار ابهام ناخواسته نمی‌شود و به لکنت نمی‌افتد. نکته دوم در شخصیت مرکزی یعنی خسرو خود را نشان می‌دهد. خلق کاراکتری منحصربه‌فرد با رفتارها و اخلاقیات متفاوت درحالی‌که تأثیرگذاری بر مخاطب را هم به همراه داشته باشد کار هرکسی نیست. نگاه درست بیگلری به شخصیت‌پردازی و درک درست شهاب حسینی از این شخصیت منحصربه‌فرد نتیجه‌ای کاملاً قابل‌قبول داشته است و می‌توان گفت در «برادرم خسرو» شاهد ویژگی‌ای هستیم که کمتر در سینمای داخلی پیدا می‌شود آن‌هم خلق یک شخصیت متفاوت با مشکلات و درگیری‌های تأثیرگذار است. شخصیتی که می‌تواند به‌عنوان ستون اصلی فیلم بار داستان را به دوش کشیده و مخاطب را با خود همراه کند.

در پایان و جمع‌بندی این فیلم می‌توان گفت که کارگردان این فیلم را سریع جمع‌بندی می‌کند، زمانی که خسرو می‌فهمد برادر خود باعث کما رفتنش شده اما دیگر واکنشی به این موضوع نشان نمی‌دهد سوالاتی در ذهن بیننده بوجود می آورد که پایان خوبی برای فیلم به حساب می آید.

این فیلم اگرچه مشکلاتی در شخصیت‌پردازی و فیلم‌نامه دارد اما به‌طورقطع به خاطر مضموم داستان و بازی درخشان شهاب حسینی ارزش دیدن را دارد.

اخبار مرتبط

نظرات

Comments are closed.