رفتن به بالا

پایگاه خبری، تحلیلی جهش

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶
  • الأحد ۳ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Sunday 24 September
در نقد جریان های سیاسی

دوپینگ جریان اصولگرا

محمدصادق شریعتی ۱- «انگار انقلاب اسلامی از بازتولید انسان های طراز خودش در سطح “ستاد” عقیم شده و کمتر آدم هایی در طراز رجایی ها و چمران ها و  خامنه ای ها و… به  سطوح ستادی، مدیریتی و… می رسند. این یک خلأ‌ و چالش مهم است که باید در موردش فکر کرد ». اینها […]

محمدصادق شریعتی
۱- «انگار انقلاب اسلامی از بازتولید انسان های طراز خودش در سطح “ستاد” عقیم شده و کمتر آدم هایی در طراز رجایی ها و چمران ها و  خامنه ای ها و… به  سطوح ستادی، مدیریتی و… می رسند. این یک خلأ‌ و چالش مهم است که باید در موردش فکر کرد ».
اینها بخشی از آسیب‌شناسی وحید جلیلی از اردوگاه اصولگرایی است که این روزها در فضاهای مجازی گرد و خاک زیادی بر پا کرده است. سعید جلیلی و تیم اطرافش در کنار برخی تشکل‌های اصوگرا مانند «جنبش عدالتخواه دانشجویی»، را احتمالا بتوان باهوش‌ترین و پیشروترین جریان در میان اصولگرایان دانست. اگر امیدی به احیای اصولگرایی باشد، آنها و نه امثال قالیباف توان چنین بازسازی را دارند، چه خود را آهسته آهسته به خود‌انتقادی‌ای مجهز می کنند که مابقی اصولگرایان بسیار از آن فاصله دارند.
وحید جلیلی در این سخنرانی خواندنی و پر اهمیت به سوء استفاده جریان اصولگرا از مجموعه رانتهای حاصل از اتصال به حاکمیت اشاره می کند و می نویسد «تعبیر دیگری که من در مورد اینها به کار بردم، “دوپینگی‌ها”  بود که ما به جای اینکه پهلوانانه در صحنه سیاسی چالش کنیم، دوپینگ بکنیم. …. دیگر ظلم از این بالاتر به ولایت نمی‌شود کرد؛ که یک تفکر ضد ولایی  دیگران را متهم بکند به ضد ولایت فقیه!»
در ادامه در تبییین «دوپینگ» جریان اصولگرا، جلیلی چنین می‌ گوید «دوپینگ‌ها، بنیه‌ی فکری و اجتماعی و فرهنگی ما را به شدت ضعیف کرده. یک ورزشکار دوپینگ می‌کند، می‌رود قهرمان  مقابل را می‌زند. همان آدم چند سال بعد، یک آدم مفنگی‌ای می‌شود که از یک پشه ممکن است بخورد و زمین‌گیر شود.امروز متاسفانه ما دچار این مسئله شده‌ایم و نباید از آن غافل بشویم. «اصولگراهای مافنگی» امروز همان پهلوان پنبه هایی هستند که به دوپینگ عادت کردند . با قدرت لابی  و تشکیلات ، شایسته تر ها را حذف کردند و نوچه بازی و قبیله گرایی راه انداختند و حالا که عمرشان سرآمده می خواهند از طریق تئوریزه کردن فساد سیاسی شان و تسری دادن آن به بدنه اجتماعی ؛ احتضارشان را عقب بیاندازند. آدرس غلط می دهند که مشکل ما اجتماعی و فرهنگی است.بله حتما ما مشکل فرهنگی و اجتماعی داریم .خود بنده هم در تبیین خلائ های فرهنگی و اجتماعی در حد بضاعتم قلم زده ام. ولی اساسِ همه اینها و پشتیبان همه اینها  فساد سیاسی جریان “حزب اللابی”  است که خود را رنگ کرده و حزب اللهی یا اصولگرا  جا زده است. حتما باید همزمان با فعالیت اجتماعی و فرهنگی  با  این فساد سیاسی که ریشه در فساد عقیدتی و سکولاریسم روشی دارد مبارزه کرد  تا نتیجه درست به دست بیاید»
فسادی که بی تردید حاصل قرار گرفتن منافع سیاسی در جای مصالح ملی و دینی است که در آرای بزرگان انقلاب مانند امام و شهید بهشتی و طالقانی و مطهری تئوریزه شده بود.

۲- ۵ اتحادیه وابسته به جریان اصولگرا بیش از یک دهه «انحصار» جریان اصولگرا در فضای دانشگاه را در اختیار داشته و با وجود بهره مندی از حمایت تام و تمام هرگز نتوانسته اند حتی به طور حداقلی بدنه دانشگاه را با خود همراه کند. امروز پس از ۴ سال کشمکش، مجوزی برای یک اتحادیه اندکی متفاوت توسط دولتی که اکنون ۲۴ میلیون رای را پشتوانه خود می‌داند صادر شده است تا کمی و فقط کمی تعادل را به فضای دانشگاه باز گرداند. درست در همین لحظه برخی تمام قد به میدان می آیند تا از منافع کوتاه مدت جریان اصولگرا با هزینه کرد از شان و اعتبار بزرگان دفاع کنند.  این جریان امروز خود می بایست در مقام پاسخگویی به نیروهای واقعا ارزشی و انقلابی بنشیند که پس از چند دهه حضور در همه دانشگاه های کشور، چرا نتوانسته فضای دانشگاه را با خود همراه کند؟ با این همه نیروهای ناکارامد باز به میدان آمده اند تا با باز کردن حساب بر روی «امکانات دوپینگی» خود، با هزینه کردن از رهبری، انحصار جریان سیاسی خود را بر خلاف منافع ملی در فضای دانشگاه حفظ کنند.

۳- در چنین فضایی نیروهای ارزشی و انقلابی اگر بتوانند خدمتی به کشور و مصالح ملی و اسلامی بکنند، ایجاد تمایزی میان موقعیت و مواضع سیستم با مجموعه نیروهای ناکارآمد، ناتوانی است که با بهره‌مندی از امتیازات «دوپینگی» هر چه بیشتر بر طبل «دوقطبی» سازی جامعه می‌کوبند.
شجاعت ویژگی همیشگی نیروهای ارزشی است. اما جریانات سیاسی و ناکارامد برای حفظ بقای خود در ماجرای صدور مجوز برای اتحادیه ها هم سعی می کنند «دوپینگ» کنند.  دوپینگی که ماحصل آن قرار دادن این بخش ها در برابر طبقه ی مهمی از دانشگاه  است. تاسیس یک اتحادیه دانشجویی در حالی که انجمنهای زیرمجموعه آن چند سال است در دانشگاه های کشور فعالیت می کنند اصلا اهمیتی ندارد که بخواهند اینگونه اعتبار کشور را به یک نزاع سیاسی فرو بکاهند. تشکلهای دانشجویی اصولگرا، اگر بخواهند «دوپینگ» را کنار بگذارند و جوانمردانه در عرصه رقابت فکری و سیاسی در فضای دانشگاه وارد شوند، اولین رسالت امروزشان مقابله با فضایی است که می خواهد به گونه ای القا کند که این نهاد یا سازمان های مقدس حاکمیتی ، متعلق همه دانشگاه نیست. بلکه تنها متعلق به بخشی از اصولگرایان است.

اخبار مرتبط

نظرات

Comments are closed.