رفتن به بالا

پایگاه خبری، تحلیلی جهش

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۵ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 24 November
سپرده گذاران کاسپین
مصائب سپرده‌گذاران در موسسات مالی

قصه‌های کاسپین

به گزارش پایگاه خبری جهش، اگر به گذشته باز گردیم موسسه آرمان ایرانیان از ادغام هشت تعاونی مجاز وزارت تعاون نظیر موسسه فرشتگان، بدر توس و … برای از بین بردن سیستم‌های غیر متشکل مالی در سال ۱۳۹۲ تشکیل و ضمن اخذ موافقت اصولی بانک مرکزی و سازمان بورس و اوراق بهادار مجوز پذیره نویسی […]

به گزارش پایگاه خبری جهش، اگر به گذشته باز گردیم موسسه آرمان ایرانیان از ادغام هشت تعاونی مجاز وزارت تعاون نظیر موسسه فرشتگان، بدر توس و … برای از بین بردن سیستم‌های غیر متشکل مالی در سال ۱۳۹۲ تشکیل و ضمن اخذ موافقت اصولی بانک مرکزی و سازمان بورس و اوراق بهادار مجوز پذیره نویسی را در آبان ماه سال ۱۳۹۳ دریافت کرد و پس از طی مراحلی قانونی به کاسپین تغییر نام داد و با نامه‌ی بانک مرکزی جهت دریافت خدمات بانکی به سایر بانک‌های کشور معرفی شد.

عمده سپرده‌گذاری‌ها در این موسسه نیز پس از اعطای مجوز بانک مرکزی بوده است و برخی افراد هم پس از مجوز بانک مرکزی اقدام به افزایش سرمایه چندین برابری کرده بودند. از طرفی با توجه به حضور بانک مرکزی در جریان دریافت سپرده‌ها و اطلاعات موسسه کاسپین، از نظر سپرده گذارانِ این موسسه نمی‌توان نقشی را برای بانک مرکزی در نظر نگرفت. همچنین طبق گفته‌های بانک مرکزی و موسسه کاسپین، از تاریخ شهریور ماه ۱۳۹۵ سود سپرده‌ها صفر درصد بوده که این بدین معناست که پس از آن برداشتی‌های سپرده‌گذاران بجای سود از اصل پول بوده است ولی موسسه پس از آن همچنان اقدام به جذب سرمایه نموده است.

اکنون، یکی از بزرگترین نگرانی‌های سپرده‌ گذاران از لابی سیاسی در عدم پوشش خبری است. تجمع سپرده‌ گذاران در مقابل ستاد مرکزی قوه قضاییه نیز از جهت اعمال فشار بر این قوه برای ارسال پرونده به مرحله صدور حکم و همچنین با توجه به بایکوت خبری رسانه های داخلی، ایجاد آگاهی در بین مردم است. در این میان آنچه خواسته این سپرده‌گذاران است احقاق حقوقشان است نه تنها بازپس‌گیری سپرده‌هایشان. متاسفانه به نام پازپرداخت طلب‌ها نیز همه اسناد سپرده‌ها از برخی سپرده‌گذاران دریافت شده و مبلغ باقی‌مانده را نیز به صورت علی‌الحساب درآورده و در نهایت مبلغی را به سپرده‌گذاران پرداخت نکرده‌اند و با این کار امکان پیگیری قانونی نیز از آن‌ها سلب شده است.

سپرده گذاران کاسپین

از خودتان بگویید؟ چه کار میکردید؟

*من کارگر بودم و بعد از اینکه به خاطر بیماری قلبی دیگرنمی‌توانستم کار کنم، تمام سرمایه جمع شده در زندگی‌ام را در این موسسه سپرده گذاردم تا با سود ماهیانه آن زندگی‌ام را بگذرانم و حالا که اینطور شده است.

..مربی فوتبال و بازیکن سابق تیم ملی بودم، تمام پول به دست آمده از فروش خانه‌ام را سپرده گذاری کردم تا منزل دیگری تهیه کنم، اما الان مستاجر شده‌ام و بیشتر درآمدم برای اجاره خانه میرود. دو پسرم هم مشغول تحصیل هستند با مخارج بالایی که خودتان اطلاع دارید. الان هم برای تامین برخی مخارج مجبور به قرض شده‌ام. روزی ۲۷ تا قرص میخورم تا سر پا بمانم، ایستادن برای من سم است ولی روزها میایم اینجا می‌مانم. شهرستانی‌ها به نوبت می‌آیند، اینجا از سرما نمی‌شود خوابید. بسیاری از این افراد سالمند هستند بیمارند، خیلی از جوان‌تر‌ها هم مشکل دارند، به دلیل این مشکلات زندگی‌شان از هم پاشیده شده است.

–‌بازنشسته و جانباز جنگ هستم، تمام زندگی‌ام را به اعتماد مجوز بانک مرکزی به این موسسه سپردم، و با این خیانتی که به ما شد تمام پول بازنشستگی و وام جانبازی‌ای که گرفته بودم از دست دادم، حتی خودم پیش از سپرده گذاری با بانک مرکزی تماس گرفتم و از مجاز بودن این موسسه اطمینان حاصل کردم. هر روز خودم مردم را جمع میکنم که بیایند اینجا و حتی پلیس امنیت چندبار از من تعهد گرفته‌است و تهدید می‌شوم که چرا دنبال پولت میایی؟ در زمان جنگ به فرمان امام دزدان بیرونی را از خاک کشور راندیم تا از خاکمان دفاع کنیم اما اکنون متهم می‌شویم تنها به این دلیل که پولمان را می‌خواهیم ما سیاسی نیستیم فقط به‌دنبال حقمان هستیم.

** بازنشسته وزارت بازرگانی بودم و نویسنده‌ام، پول‌هایی را که از گوشه کنار زندگی‌مان جمع کرده بودیم، حتی زمین کوچکی که در شمال داشتیم را فروختیم و آن را تبدیل به سپرده کردم، حتی از دوستانم در بانک مرکزی هم تحقیق کردم و تنها خانه‌ا‌‌م را فروختم و برای آینده بچه‌هایم پول آن را در موسسه کاسپین سرمایه گذاری کردم و حتی یک ماه نیز به سپرده‌ام سودی تعلق نگرفت، زیرا از آذر سال ۱۳۹۵ سپرده گذاری کرده بودم. هیچ پولی، نه سود و نه اصل آن را هم دریافت نکردیم. الان مستاجریم و تنها با حقوق بازنشستگی و فروش برخی لوازم خانه مانند فرش و کمک دخترم تنها توان پرداخت اجاره را دارم. حتی برای عروسی پسرم نتوانستم کمکش کنم و شرمنده او هستم، دست و بال ما را بسته‌اند. ما با آبرو زندگی کردیم خانه خودمان را داشتیم اما الان زندگیمان سیاه شده است.

شما از کجا آمدید؟

– از مشهد.

+ من ۱۰ روزه که از مشهد آمدم و تک و تنها اینجا خوابیدم، سرپرست خانوار هستم، ولی هیچکس به دادمان نمی‌رسد.

هچکس تا حالا نیامده؟

+ نه، هیچکس. اصلا رسیدگی نمی‌شود، تو این باد و بارون. ۱۰ روز است من زن سرپرست خانوار بچه‌هایم را در مشهد ول کردم و اینجا آمده‌ام. خدا را خوش نمی‌آید ما با این وضع نکبت زندگی کنیم، پولمان را دو دستی بدهیم، چهار دست و پا دنبالش بدویم، بهمان ندهند، دیشب موش بالای سر ما آمده، یعنی واقعا سزاوار من ایرانی این است که کنار خیابان بخوابم؟

یعنی هیچکس نمی‌آید؟

+ نمی‌آیند بماند، با تمسخری به ما نگاه می‌کنند و بعد داخل ساختمان می‌روند.

– کارمندان قوه قضاییه دونفری از کنار ما رد می‌شوند و با دوربین هم ما را نگاه می‌کنند و با لبخند و مسخره کردن از کنار ما می‌گذرند.

انقدر این ساختمان بلند است و آدم‌هایش از با به ما نگاه می‌کنند، اصلا ما را نمی‌بینند. نمی‌بینند یک عده کف زمین خوابیده‌اند، چون خیلی از بالا دارند به ما نگاه می‌کنند. (با بغض) ما پولمان را گذاشتیم، عمرمان را گذاشتیم، حاصل ۱۰ سال زندگی‌مان را گذاشتیم، که بیایم کف زمین بخوابیم؟

-این پول حق ماست. ما بیشتر از حقمان که نمی‌خواهیم. ما هم اصل پولمان را می‌خواهیم هم سودش را. از سال ۹۴ تا ۹۶ تمام سودها را کم کردند. منی که وام دارم، سودم را قسط وام می‌دادم. ۱۱ ماه که سود ندادند من ۱۱ تا یک میلیون و دویست عقب افتادم. من یک زن خانه‌دارم از کجا می‌توانم ماهی آنقدر بدهم. دیگر سپرده‌ای از من وجود ندارد تمام سپرده من را بانک تصاحب کرده. ۲ سال که سود ندادند، ۱۱ ماه هم حساب‌ها را بلوکه کردند. اصلا در سیستم اسم من بالا نمی‌آید. بالاخره نباید یک نفر از سران مملکت به داد ما برسد، آقای روحانی، رهبری یک کلمه اگر بگویند، مردم آرام می‌شوند.

+ ماموران شهرداری دیروز آمده‌اند اینجا. گفتم یک گاری سیب زمینی اینجا بیاید شما به عنوان سد معبر می‌بریدش. ۱۹ روز است که ما اینجا دراز کشیدیم، یک نفر نیامد بگوید خرت به چند؟ زن تنها آمدم اینجا، غیرت ندارید شما؟ مگه ما ناموستان نیستیم؟

دیشب اینجا باران آمده، آب در چادرها گرفته و تشک هم انداخیتم خیس شده. اصلا خوابمان نبرده.

+ برایمان آش و نان می‌آورند.

ـ‌می گذارند زن و بچه‌شان یک روز در خیابان بخوابد؟

+ این حکومت عدل علیست؟ هیچ جای دنیا سابقه دارد که یک قراردادی یک طرفه منقضی شود بدون این که طرف مقابل اصلا خبردار شود؟ چطور موقع عقد قرارداد از ما امضا می‌گیرند؟ باید برای نقضش هم امضا بگیرند.

یعنی در قرارداد راجع به فسخش چیزی نیامده بود؟ که کسی بتواند فسخ کند؟

ـ‌در قرارداد ذکر شده که اگر ما یک طرفه فسخ کنیم، سود در حد سپرده کوتاه‌مدت حساب می‌شود. اما این‌ها کلا سود ما را بالا کشیدند. از سال ۹۴ مردم پول سود را گرفتند و برای خرج روزمره‌شان استفاده کردند. چه دلیلی دارد شما آن را یک‌جا از سپرده مردم کم کنید؟ انگار پولمان را گذاشتیم و هر ماه از آن برداشت کردیم.

+ اگر پولم را در یک موسسه خیریه می‌گذاشتم دلم نمی‌سوخت. اما حالا از ۱۳۳ تومان، ۷۹ میلیون برگرداندند.

ـ‌تمام آدم‌هایی که اینجا نشستند، آدم‌های باسواد و و با شخصیت‌اند. اما حالا که اینجا نشستیم، شخصیتمان له شده است. کلی عکس گرفتند و همه آشنایان و همسایه‌ها دیده‌اند. این آدم‌ها همه پولشان را به اعتبار مجوز بانک مرکزی گذاشته‌اند. من اول به سایت بانک مرکزی مراجعه کردم، تماس گرفتم، گفتند کاسپین مجوز دارد. و من بر اساس مجوزی که بانک مرکزی جمهوری اسلامی به این بانک داده پولم را گذاشتم. حالا دارند می‌گویند مجوز مشروط بوده است.

+ ماده ۲۳۶ را مجلس تصویب کرد، یعنی گفت بانک مرکزی تخلف کرده است. وقتی به مجلس شورای اسلامی محرز شده که تخلف انجام شده، باید ظرف ۱۰ روز به شکایت رسیدگی شود. الان دو ماه گذشته. الان در کشوی آقای اژه‌ای است. پرونده ما را مشمول مرور زمان می‌کنند، می‌گویند مردم خسته می‌شوند می‌روند.

ـ‌قبلا در کشوی آقای پزشکیان گیر کرده بود، بعد از پیگیری‌های ما و پیام هایی که به نمایندگان دادیم، بالاخره ماده ۲۳۶ اعمال شد، باز در کشوی آقای اژه‌ای گیر کرد.

+ ببینید ما در شهر خودمان، مشهد، که هستیم و می‌رویم جلوی بانک می‌ایستیم، اگر ۱۵ نفر باشیم، ۲۰۰ نفر نیروی انتظامی می‌فرستند. یک کلمه بگوییم حقمان را می‌خواهیم، ما را بازداشت می‌کنند و می‌برند. خیلی زشت است یک خانم را بگیرند ببرند برای آن که حقش را می‌خواهد، ما نه آشوب‌گریم نه چیز دیگر. به ما می‌گویند شما شورش‌گرید. به چه جرمی به ما دستبند می‌زنید و می‌برید؟ پول زحمتکشی هایمان را دادیم و الان حقمان را می‌خواهیم. توهین می‌کنند و هر حرفی می‌خواهند پشت سر ما می‌گویند. حرف‌های زشت.

ـ‌وقتی در مشهد می‌نشینیم آقای سرهنگ راستگو می‌گوید بلند شید تا از کف زمین جمعتان نکرده‌ام. می‌گوید هر جرمی دلم بخواهد می‌توانم برایت درست کنم.

+ الان آقای سیف خیالش راحت است. ما طبق ۱۰ تا امضای این آقا پولمان را سپردیم. به دزد که ندادیم.

-به خدا به دزد داده بودیم کمتر ناراحت بودیم. ندادیم به دزد و نزول‌خوار، داده‌ایم به رئیس دزدها. دادیم به بانک و آنها برده‌اند، ما الان به کی می‌توانیم بگوییم؟ الان ۲۰ روزه اینجا نشستیم، یکی از سران مملکت نباید کسی را بفرستد بگوید درد شما چیست؟ چرا زیر باران نشسته اید؟

ـ‌هرکس هر شکایتی هرجا داشته باشد باید به قوه قضاییه مراجعه می‌کند. در مشهد دستور داده شده بود که به هیچ عنوان شکایت کاسپینی‌ها را ثبت نکنید! گفتند بروید تهران. گفتیم خب شما صحبت کنید و بعد به تهران ارجاع بدهید. شکایتی با ۱۰۰ امضا می‌گیرند و در سطل آشغال می‌اندازند. انگار ما در یک مملکت زندگی می‌کنیم که قانون جنگل حاکم است. کاش حداقل یکی از بالای این ساختمان بیاید بگوید شما چرا اینجا نشسته اید؟

+ صدا وسیمای جمهوری اسلامی اصلا از ما حرف نمی‌زند. به برنامه «پایش» پیام دادیم که موضوع ما را مطرح کنید می‌گویند ما از پرداختن به کاسپین منع شده‌ایم. خانم پیری با زحمت زیاد ۳میلیون پول سپرده گذاشته بود. وقتی میخواست برای رهن خانه ۳ میلیون را در بیاورد به او یک میلوین و دویست پس دادند. از بانک که درآمد انگار عزیزش را از دست داده بود و نشسته بود و زار می‌زد. یعنی باید با مردم و قشر پایین اینطور برخورد شود؟ گفتیم پول ما را ندهید پول این زن بیچاره که دارد سکته می‌کند را بدهید. گفتند نداریم.

-من با خیاطی  و بدبختی و بیچارگی این پول را جمع کردم. ۱۶ سال بود که همسرم نابینا شده بود ۱۰ سال است که فوت کرده. سرپرست خانوارم و بچه معلول دارم. برجی دویست هزار تومان خرج داروی او می‌شود. ماهی یک میلیون حقوق می‌گیرم که ۳۰۰ تومنش را می‌دهم برای قرض‌هایم. پولی که به بدبختی درآورده بودم در این موسسه گذاشتم که بتوانم ذره‌ای راحت‌تر زندگی کنم. آن هم که این‌ها خوردند. من به کشورم به ملتم به بانک کشورم اطمنیان کردم. اگر آنقدر وجدان دارند به داد من برسند. من الان بچه‌هایم را در مشهد رها کردم و آمدم اینجا. خدا شاهد است از یک نفر قرض می‌کنم می‌دهم به دیگری و باز از کس دیگر قرض می‌کنم پول کس دیگر را بدهم. بخدا قسم فردا سرم را می‌گذارم و می‌میرم چه کسی جوابگوی بچه های من است؟

ـ جوی درون کشور درست کرده‌اند که صدای ما شنیده نشود.

– یعنی ما از مردم افغانستان و میانمار و لبنان که به ما ربطی ندارد کمتریم، عراقی که ۸ سال بمب ریخت روی سر ما، چرا آن‌ها صاحب مملکت ما شده‌اند و ما خوار و ذلیل شده‌ایم؟ مردم می‌ترسند صحبت کنند و بعد پلیس ببردشان. هیچکس نمی‌تواند دردش را بگوید. نمیدانم چطور است که بقیه صدای ما را شنیدند، ولی در کشور خودمان کسی توجه نمی‌کند.

 

سپرده گذاران کاسپین

 

اخبار مرتبط

نظرات

Comments are closed.