پیشخوان » جامعه » یادداشت ها
کد خبر : 10944
پنجشنبه - 30 شهریور 1396 - 14:20
برای رسیدن به صلح جهانی چه می‌توان کرد؟

روز جهانی صلح

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

هفت قرن می‌گذرد و هنوز خواندن این بیت از حافظ می‌تواند دلمان را خوش کند که شاید روزی دنیای ما هم روی صلح را ببیند. دنیایی که تمام ورق‌های تقویمش بوی خشونت، تبعیض و بحران می‌دهد. بعضی وقت‌ها خودمان هم شوکه می‌شویم از اینکه چطور چشم‌هایمان به این همه بی‌عدالتی عادت کرده است و چطور می‌توانیم بی‌تفاوت باشیم و چطور صلح را فراموش کرده‌ایم. شاید اینکه اجازه می‌دهیم، در مقیاس جهانی، این قبیل طرز فکرها مانع از شنیده شدن صدای صلح و فعالیت‌های صلح طلبانه شود، بزرگ‌ترین افسوس انسان قرن بیست و یکم باشد. اما خوشبختانه این پایان مسیر صلح نیست و هر کدام از ما می‌توانیم با نشان دادن صلح در گفتار و رفتارمان، سفیران صلح باشیم. می‌توانیم به جای تمرکز کردن روی اخبار بد، طوری زندگی کنیم که تمام اعمال‌مان رنگ و بوی عشق، محبت و بخشش داشته باشد. در این مقاله با چند راه ساده برای حرکت در مسیر صلح جهانی آشنا می‌شویم.

با خودمان صلح کنیم

اگر افکار تنش‌زا منشاء خشونت هستند، پس قاعدتا برای رسیدن به صلح باید آرامش فکری داشته باشیم. همه‌ی ما انسان‌ها نیاز داریم استرس زندگی روزمره‌ی خود را به شکلی سالم تخلیه کنیم؛ این نیاز درست به اندازه‌ی نیاز به دوش گرفتن، غذا خوردن و ورزش کردن حیاتی است و توجه نکردن به آن می‌تواند آثار مخربی به بار بیاورد.

مراقبه (مدیتیشن) و تکنیک‌های تنفس صحیح راه‌های خوبی برای رها شدن از استرس هستند. تحقیقات نشان‌دهنده‌ی رابطه‌ی مخرب افزایش استرس روی میزان بازده کاری افراد است. پس با اینکه مدیتیشن کار احمقانه و بی‌فایده‌ای به نظر می‌رسد، مخصوصا وقتی کارهایی که باید انجام دهید روی هم انباشته می‌شوند و لیست کارهای روزمره‌تان به طرز وحشت‌آوری بلند می‌شود، در حقیقت یک جلسه مدیتیشن باعث می‌شود تمرکز، اثربخشی و بازده بیشتری در انجام کارهایتان داشته باشید.

فراموش نکنیم جامعه متشکل از افراد است. بنابراین انرژی مصرفی شما برای داشتن ذهنی عاری از استرس، نه تنها هدر نمی‌رود، بلکه راه را برای رسیدن به جامعه‌ای بدون استرس هموار می‌کند.

مهربانی به خرج دهیم

فرقی نمی‌کند به همسایه‌مان کمک کنیم برف‌های روی شیشه‌ی ماشینش را پاک کند، برای اطعام نیازمندان داوطلب شویم یا کودک بی‌سرپناهی را به فرزندخواندگی قبول کنیم؛ وقتی بدون در نظر گرفتن خود و صرفا برای رفع نیاز دیگری به او کمک می‌کنیم، خواه ناخواه وجدان راحت‌تر و احساس آرامش بیشتری خواهیم داشت. شاید کسی که به او کمک می‌کنیم، با دیدن این رفتار ما، تصمیم بگیرد با کمک کردن به دیگران این مهربانی ما را جبران کند.

همان طور که آقای ظریف (وزیر امور خارجه‌ی ایران) در مراسم جشن ۲۲ بهمن سال ۹۵ به حاضرین در مراسم یادآوری کرد، «پیام تهران [و مردم ایران] زندگی در صلح و دوستی با کسانی است که آمادگی احترام متقابل دارند».

در کار و زندگی تعادل داشته باشیم

رسیدن به تعادل در کار و زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای اینکه زمین نخوریم، گاهی اوقات به یک طرف و گاهی اوقات به طرف دیگر متمایل می‌شویم. بعد از اینکه به اندازه‌ی کافی تمرین کنیم، به طور غریزی می‌توانیم تشخیص دهیم کدام یک (کار یا زندگی) نیاز به توجه و انرژی بیشتری دارد.

وقتی تمام انرژی و توجه‌مان را صرف خانواده کنیم، ممکن است احساسی آزار دهنده شبیه خفگی داشته باشیم. در مقابل وقتی تمام تمرکز خود را روی کار و زندگیِ کاری‌مان می‌گذاریم، زندگی شخصی و خانواده به حاشیه رانده می‌شود و نتیجه‌ی آن هم احساس عذاب وجدان و خلاء عاطفی خواهد بود.

باید سعی کنیم از این دو حالت تا جایی که می‌توانیم فاصله بگیریم و راهی برای رسیدگی به تمام ابعاد زندگی‌مان پیدا کنیم. اگر فشاری از جانب خانواده روی دوش‌تان است و احساس می‌کنید مجبور به انجام کارهایی هستید که هیچ علاقه‌ای به آنها ندارید، برای انجام یک امر خیرخواهانه داوطلب شوید یا در باشگاهی که دوست دارید عضو شوید. اگر بیشتر انرژی‌تان را بیرون از خانه خرج می‌کنید، تصمیم بگیرید بیشتر با خانواده‌تان وقت بگذرانید، با هم آشپزی کنید یا بیرون از خانه با هم تفریح کنید.

وقتی بتوانیم بین ابعاد مختلفی که زندگی‌مان را شکل می‌دهند ارتباط معناداری برقرار کنیم، احساس تمامیت و یکپارچگی بیشتری خواهیم داشت و توانایی بیشتری در برقراری ارتباط با خودمان و دیگران خواهیم داشت.

تعصب را کنار بگذاریم

ای. بی. وایت (E. B. White)، نویسنده‌ی امریکایی، می‌گوید: «تعصب خیلی به صرفه جویی در زمان کمک می‌کند. با تعصب به خرج دادن می‌توانید بدون دانستن و در نظر گرفتن واقعیات، در مورد همه چیز نظر بدهید.»

برای رسیدن به صلح باید مبلغ سیستم‌های آموزشی اصولی و درستی باشیم که بازتاب‌دهنده‌ی تنوع و گوناگونی‌های موجود در جهان باشد. همه‌ی ما از دوران کودکی باید فرهنگ‌ها، مذاهب و رسوم گوناگون مردم جهان را بشناسیم و توانایی درک تفاوت‌ها و برقراری ارتباط با افراد و اقشاری را که متفاوت از ما هستند، بیاموزیم.

تصمیم بگیریم خوشحال باشیم

وقتی زندگی روی خوشش را نشان‌مان می‌دهد، خوشحال شدن طبیعی‌ترین واکنشی است که می‌توانیم داشته باشیم اما اگر هنگامی که بدبختی سراغ‌مان می‌آید بتوانیم بخندیم، بخوانیم و برقصیم، این یعنی خوشحالی ما ریشه دار است و وابسته به مسائل سطحی زندگی نیست. اینجاست که یاد می‌گیریم وقتی شرایط زندگی بر وفق مراد نیست، به منبع درونی خوشحالی‌مان رجوع کنیم.

اگر خوشحال نباشیم چطور توقع داریم باعث خوشحالی اطرافیان‌مان شویم؟ حتی در بهترین شرایط هم می‌توان دلیلی برای بهانه گرفتن و غر زدن پیدا کرد؛ در بدترین شرایط هم می‌توان دلیلی برای شکرگزار بودن داشت. خوشحال بودن فارغ از شرایط موجود، تنها با ممارست و توجه خودمان میسر می‌شود.

شاید بگویید «خوب، شما فرض کن من خوشحالم، این چه ربطی به صلح جهانی دارد؟». محققان دانشگاه هاروارد در تحقیقات خود متوجه شده‌اند خوشحالی هر فرد، تا سه مرحله دورتر از خودش گسترده می‌شود. این یعنی خوشحالی شما به معنی خوشحالی دوستان‌تان، دوستانِ دوستان‌تان و دوستانِ دوستانِ دوستان‌تان است (که ممکن است اصلا شما را نشناسند). پس به خوشحال بودن به عنوان یک چالش نگاه کنید. همان طور که یک هواپیما در شرایط آب و هوایی نامناسب می‌تواند پرواز کند، شما هم می‌توانید ابرهای سیاه ناراحتی را کنار بزنید و به خوشحالی برسید.

 

برگرفته از: huffingtonpost.com